به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، الهه کسمایی با نگاهی تخصصی به حوزه کودک و نوجوان، پیوندی عمیق میان آموختههای آکادمیک و تجربههای عملی در رسانه برقرار کرده است. او نخستین روز ورود به سازمان را با خاطره ورود به دانشکده سینمای دانشگاه هنر گره میزند و میگوید: در ۱۸ سالگی با رتبه تکرقمی وارد دانشکده سینمای دانشگاه هنر شدم و در ۲۲ سالگی فارغ التحصیل. حالا باید برای کودک و نوجوان برنامه میساختم. تفاوت سنی کمی با مخاطب برنامههایم داشتم، اما سرشار از توجه و تطبیق آموختههایم بودم. دلم میخواست همان احساس خوب و نشاطبخش را که تلویزیون در زمان کودکی به من داده بود به مخاطب منتقل کنم؛ مهر و جدیت و ادب را.
وی علت پیوستن و ماندگاریاش در این مجموعه را علاقه به تلویزیون و سینما و عشق به فرزندان وطن میداند و درباره مهمترین مسئولیتش میگوید: حکم سازمانی من از آغاز استخدام، تهیهکنندگی تلویزیونی بود و قاعدتا مهمترین نقش من در تولید همان نقش مدیریتی و تهیهکنندگی بود. البته بهدلیل علاقه در بخش پژوهش و نگارش هم همکاریهایی داشتم.
خاطراتی که هنوز زندهاند
این پیشکسوت رسانه همه لحظات تولید، پخش و پخش زنده را برای خود زنده و روشن میداند. لحظاتی که در استودیو یا خارج استودیو برنامه ضبط میشد، بیتابی روشن ماندن دوربینها و کات نخوردن، دغدغه نداشتن مشکل، تنظیم امور مالی، رضایت گروه تولید، ادا کردن درست کلمات در کلام مجریان نوجوان، ادب رسانهای، انتقال حس خوب و آموختن اصول زندگی به کودک و نوجوان همه و همه دغدغه و خاطرات او بهعنوان تهیهکننده است.
وی میافزاید: من از سینما و تلویزیون و هنر از کودکی بسیار آموخته بودم. سرشار از لحظات پاکی بودم که برنامههای دوران کودکی برایم ساخته بود. دلم میخواست من هم این احساس را به کودکان و نوجوانان منتقل کنم.
افتخار به دو مجموعه
این همکار باسابقه از میان برنامهها و طرحها، دو مجموعه را بیشتر دوست دارد و میگوید: یکی از آثار مورد علاقهام مجموعه «روزهای رادیو» ویژهبرنامه نوروز سال ۱۳۸۰ گروه کودک و نوجوان بود که در استودیو ۱۱ ضبط شد. نویسندگی مجموعه زنده عروسکی «روزهای رادیو» را فرهاد توحیدی بهعهده داشت و کارگردان آن حسن پورشیرازی بود. از میان بازیگران آن میتوان به حسن پورشیرازی و باقر صحرارودی اشاره کرد. گفتنی است در بخش پژوهش، از اسناد مردمشناسی در ارتباط با نوروز بهرههای فراوان بردیم.
مجموعه دیگر او «آستانه» است که دربارهاش میگوید: من با «آستانه» زندگی کردم؛ مجموعهای شامل ۸۰۰ قسمت سخت، اما سرشار از ارتباطهای گسترده با هنرمندان، ادیبان، شاعران، ورزشکاران، ترانهسرایان و پیشکسوتان. احساس میکنم «آستانه» مثل تونلی سختگذر بود و وقتی از این تونل بیرون آمدم، انسان دیگری شده بودم.
کسمایی ادامه میدهد: کسمایی شروعکننده این مجموعه با کسمایی آخرین قسمت بعد از پنج سال بسیار متفاوت بود. انگار بعد از این مجموعه حس کردم باید همه آنچه را که در تولید و پخش آموختم منتقل کنم. این انتقال با تدریس و پژوهش و نگارش شکل میگرفت. به همین دلیل بلافاصله پس از تسویهحساب این مجموعه، راهی خارج از کشور شدم تا مدرک دکترایم را بگیرم و این روزها که در حال ادامه نگارش کتابهایی تخصصی هستم، با تدریس به دانشجویان هنوز هم از لحظات سخت و شیرین «آستانه» بهره میبرم.
مخاطب در پس هر تصویر حس شما را درک میکند
وی خطاب به نسل جوان (نسل امروز برنامهساز تلویزیونی) میگوید: آنچه میسازید آینه تمامنمای خودتان است. هرآنچه در زمین برنامهسازی کاشته میشود، سالها بعد در نهاد مخاطب برداشت خواهد شد. منظورم مخاطب تخصصی یعنی کودک و نوجوان است. پس نمیشود بهراحتی هر کلامی را به کار برد، هر لباسی را پوشید و هرگونه اشک و لبخندی را منتقل کرد.
این همکار پیشکسوت ادامه میدهد: مخاطب در پس هر کلام و هر تصویر حس شما را درک میکند. شما هرقدر خودتان را بیادعا و در تنهایی و سکوت قبول دارید همانقدر دیده و احساس میشوید. نمیشود طور دیگری بود و گونهای دیگر برنامه ساخت. اساسا ذات هنر اینگونه است. آینه هنرمند است.
بازنشستگی؛ آغاز یک فصل تازه
کسمایی بازنشستگی را نه پایان یک دوره بلکه فرصتی تازه میداند و میگوید: ما بازنشستگان نسبتا جوانیم که پر از تجربه تولید و پخش هستیم. این احساس باعث شد فکر کنم این دوران بهترین دوران برای بهرهبرداری از همه تجربیات حرفهای برای نگارش کتاب و تدریس در دانشگاه است. روزهای آغازین بازنشستگی، سن خودم را با مثلا فلان نماینده یا فلان وزیر یا فلان رئیس مقایسه میکردم و میدیدم. این سالها بهترین سالها برای امور بزرگ در حرفه تخصصی خود است که سازمان معمولا افرادش را بازنشسته میکند.
وی میافزاید: تلاش کردم این ظرفیت را احیا کنم. در دوران بازنشستگی فرصت کردم دو جلد کتاب فیلمسازی آکادمیک، فرهنگ فیلمهای پایاننامه دانشکده سینما، چهار دهه آنالوگ و جلد دوم فیلمسازی آکادمیک، فرهنگ فیلمهای پایاننامه دانشکده سینما و دو دهه ویدئو را بنویسم. جلد اول کتاب، برگزیده ششمین جشن پژوهش سال سینمای ایران شد. این دو جلد نخستین کتابهای تاریخ و فرهنگنگاری فیلمسازی آکادمیک ایران است.
یاد اساتید و همراهان
کسمایی از اساتید و همراهان قدیمی با احترام یاد میکند و میگوید: از علی کسمایی پدر دوبله ایران و خویشاوند عزیزم بسیار آموختم؛ هم رسم ادب و هم امور حرفهای را. از اکبر عالمی در دوران کارشناسی در دانشکده سینما، جدیت و سختکوشی در تولید، از بهزاد فراهانی استاد مشاور دوران کارشناسی ارشد مهر و توجه، از سعدالله رحیماف استاد راهنمای دوران دکترا، سکوت و دقت و از خاله مهربانم فریده تاجیک که نخستین مرتبه در ۱۰سالگی من را با کتابخانه کانون پرورش فکری آشنا کرد متانت آموختم. همچنین قدردان دو استاد عزیز زندگیام مرحوم پدرم پرویز کسمایی و مادرم ناهید تاجیک هستم که، چون همه پدران و مادران سرزمینم، فرزندشان را نه بهراحتی که با سختی و امید به عرصه رساندند. امیدوارم همه فرزندان ایران باعث سربلندی مادران و پدران خود باشند.